آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

دلم میخواهد هفت شهر عشق عطار را بگردم و
به گفته مولانا: آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست
و اینجا را نقش میزنم برای فرزندانم
محمد حسین ۸۷/۱/۱۸
نورا ۹۱/۴/۱۴
علی ۹۵/۶/۲۹

بایگانی
آخرین مطالب

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

رزق معنوی

۲۸
فروردين

منبرها، کلاسها و جلسات زیادی را تجربه کرده ام.

یکی از آن جلساتی که حالم را روبراه میکرد، جلسات حاج آقا دولابی بود.

در طول هفته، در اقصا نقاط شهر منبر میرفت.

 و من دلم میخواست بخاطر این حال خوب تمام جلساتش را شرکت کنم.

ازین سر شهر بروم آن سرشهر.

قاطی تمام ترافیکها و بدو بدو کردن ها، رسیدن به آن جلسات یک روضه دلگشایی بود برای خودش.

و حالا این یکشنبه های دل خنک کن، که قرین با ماه رجب و فرودین ماه شده است.

همین یک کوچه بالاتر از خودمان.

یکشنبه ها شب که میشود، شام اهل خانه را که دادیم، ساعت هشت، دست نورا را می گیرم و میرویم کلاس نهج البلاغه آقای مهندس... .

اینکه از کلمه به کلمه یک منبر حظ کامل ببری و توضیح یک آیه تو را به عرش برساند و غرق در کلام معصوم شوی بی هیچ حرف اضافه و قیاس مع الفارق، یک رزق معنوی کامل است.

حیف که در اسنای کار همراهت زنگ میخورد و احضار میشوی که علی جان، شما را میخواهد شتاب کن.


نه

۲۱
فروردين

نیمه های فروردین برای من یعنی محمد حسین.

یعنی دو تا دستهای کوچک توانا.

یعنی یک پسر مهربان و همدم لحظه های سخت.

یعنی بمب انرژی و خنده برای لحظه های با هم بودن.

یعنی یک پسر کتاب خوان که کتاب صد و بیست صفحه ای خانواده چرخشی را سه ساعته میخواند و در مسابقه کتاب خوانی مقام می آورد.

یعنی یک طبیب کوچک که کتاب سلامت به دست، به دنبال راه درمان و تشخیص بیماری هایمان است.

تولد محمد حسین یعنی شروع مادری برای من.

یعنی تجربه کم و کاستی ها و یادگرفتن مادری کردن  و مادر بودن با  آمدنش.

کم و کاستی هایم را ببخش.

تولدت مبارک نه ساله نازنینم.

بیداری

۱۵
فروردين

اسفند و فروردین و اردیبهشت بی نظیرند.

در فروردین باد میوزد و زمین بیدار میشود و در حین همین بیدار شدن باران های گاه و بیگاه و تگرگها هم بسراغش می آید.

خاصیت بیدار شدن و چشم باز کردن همین است، می باری و پر و خالی میشوی و به خلوص عجیبی میرسی.

رجب هم ماه بیدار شدن است.

باید کم کم بیدار شوی، مرحله به مرحله،  تا برای رسیدن به آن میهمانی با شکوه، چشم و دلت باز شده باشد.

باید دعاها و ذکرهای این ماه را طلا نگاری کرد و به چشم گذاشت.

و ما دل خوشیم به پروردگاری که دل نوازیمان میکند.


بهار

۰۸
فروردين

عید هم عیدهای قدیم.

سراغ هر کسی را که میگیری راهی سفر شده است.

این خیلی خوب است که دیگر خودمان را در بند دید و بازدیدهای زورکی نمیکنیم و میرویم سفر و اصلا میرویم دنبال دلمان.

اما من عید دیدنی را دوست دارم.

آنهم عید دیدنی رفتن به خانه کسانی که فقط سالی یکبار به منزلشان پا میگذاریم.

اما همانها هم رفته اند سفر.

بعد از سیزدهم هم که اصولن عید دیدنی معنی ندارد چون آدمها دیگر وقتش را ندارند. 

حس میکنم هرچه میگذرد بیشتر در خودمان  فرو میرویم و کمتر حس میکنیم که صله رحم یک نیاز اجتماعی است.

و من عجیب دلهره دارم ازین دور شدنها.

بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
بهار نود و شش

سلام

۰۱
فروردين


چند ساعت دیگر سال جدید را تحویل میگیریم بلطف خدا.
این لحظه با شکوه برای من، مثل شبهای قدر است.
امضا میکنند و تحویل میگیرند و تحویل میدهند.
سالی که گذشت برای من، سخت و دشوار بود.
اما همیشه به این فکر میکنم که سخت تر ازین هم میتوانست باشد.
نمیدانم آنهایی که این سال را ناسزا گویان بدرقه میکنند، دقیقا چه کسی را نشانه میروند!
غیر از وجود نازنین پروردگار، چه کسی این سال را میچرخاند!
اینکه با هر مرگی زمین و زمان و گلچین روزگار را لعنت کنیم، اینرا و دقیقا اینرا از کجای دلمان آورده ایم!!
آرزو میکنم که درسال جدید مهربانتر،با معرفت تر و رو راست تر باشیم.
اول با خدا و با بعد هم با خودمان.
حس میکنم این ساعتهای پایانی را هم، مثل بیشتر لحظه های سالی که گذشت خسته ام.
خسته از اینکه هنوز خیلی از گره هایم باز نشده اند.
اما همین گره ها دستهایم را باز تر و بلند تر میکند برای خواندن دعای تحویل سال.
هر سال که میگذرد، هر چقدر که بزرگتر میشوم و هر چقدر که به دور و برم بیشتر نگاه میکنم، بیشتر حس میکنم که نیستی، بیشتر حس میکنم که غیبتت دارد پر رنگ میشود...
وقتی که تو نیستی
دنیا چیزی کم دارد
مثل کم داشتنِ یک وزیدن، یک واژه، یک ماه!
من فکر می کنم در غیاب تو
همه ی خانه های جهان خالیست
همه ی پنجره ها بسته است
وقتی که تو نیستی
من هم
تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام !*
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند ، نه باید ها
هر روز بی تو روز مبادا ست*
وقتی تو نیستی... .
*علی صالحی
*قیصر امین پور
پ.ن: لحظه به لحظه سال نو وقتی مبارک میشود که گناه نکنیم آنگاه هر لحظه اش میشود عید و مبارک.
تمام لحظه هایتان مبارک.