آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

دلم میخواهد هفت شهر عشق عطار را بگردم و
به گفته مولانا: آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست
و اینجا را نقش میزنم برای فرزندانم
محمد حسین ۸۷/۱/۱۸
نورا ۹۱/۴/۱۴
علی ۹۵/۶/۲۹

بایگانی
آخرین مطالب

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۰ ثبت شده است

Clash of The Titans

۲۹
فروردين

 

فیلم نبرد تایتانها (خدایان) رو دیشب دیدم

هالیوود اول قهرمانی میسازد که در مقابل خدایان دروغین که به واقع هم تنفر برانگیزند قیام میکند

قهرمانی که نیمی خداست و نیمی انسان و در مقابل خداییکه پدرشهمهست میایستد و میگوید:ما برای همدیگر زندگی می کنیم، می جنگیم و میمیریم؛ نه برای تو....

در آخر با اینکه میتواند خدا باشه انسان بودن رو انتخاب میکند و هالیوود در نهایت خیلی زیبا بیننده را به عبور از خدا و نداشتن خدا دعوت میکند

 خلاصه فیلم همان حرفی است که همه باید بشنوند. دوران خدا و خدایان به سر آمده است. و ما باید برای هم زندگی کنیم و بجنگیم و بمیریم وخدایانیکه انسان ها را آفریده اند، ابدیت خود را از عبادت آن ها می گیرند. پس اگر انسان ها خدایان را عبادت نکنند کار خدایان تمام است...هالیوود تمام تلاش خود را میکند که انسان گمگشته عصر حاضر را گمگشته تر کند و در این تلاش هم موفق است چرا که فیلم نبرد تایتانها برنده میشود و بالاترین فروش را دارد و در یوتیوب بالاترین بازدید را دارد...ما هم تلاش میکنیم...و نمود تلاش های ما سن پطرزبوگ و اخراجیهای3 و .. است...ما هم موفق میشویم.

پ.ن.ما این فیلم رو با محمدحسین دیدیم اما اشتباه بود چون انتهای فیلم زیادی اکشن میشه و بچه میترسه:) 


خانه

۲۹
فروردين

به مدینه که میرسی

به مسجد و محراب اصلی پیامبر که میرسی،دیواری هست کاه گلی که  که کتابخانه ای را به آن تکیه داده اند

اگر لختی تامل کنی و بایستی و نگاهش کنی،برخی ها تو را با نگاهشان تازیانه میزنند

اما بایست و نگاه کن

آنجا خانه فاطمه است


 

فرودین ماه که میآید از نو شکفته میشوم

فرودین ماه تولد فرشته های من است......مامان فرشته و محمد حسین

اصلا این ماه برای من بوی بهشت را میدهد.

وقتی محمد حسین میخندد و عاشقانه دستهایش را دور گردنم حلقه میکند اشک است که در چشمان من حلقه میزند وقتی با کوچکترین محبتی دستانم را میبوسد انقدر تنگ در آغوشش میکشم که صدای تبشهای قلبش را میشنوم ، گاهی انقدر از وجودش شاکر میشوم که به سجده میروم.

محمدحسین به من درس عاشقی میدهد محمدحسین به من نشان داده که چقدر مامان فرشته مرا دوست دارد ..مریضیهای محمدحسین گواه آن بوده که مامان فرشته چقدر برای من شب زنده داری کرده است...چقدر چشم انتظارم بوده.

اما بین مامان بودن من و مامان فرشته یک دنیا فاصله است...من در تمام شب بیداریهایم...تمام چشم انتظاریها و دل نگرانیهایم ، با یک نفر شریکم...یک نفر که بزرگترین همراه زندگی ام است

اما مامان فرشته من در تمامی این سالها تنها بود

بی هیچ همدمی و بی هیچ شریکی

مامان فرشته من، تمام اشکها و لبخندهایش را تنها و تنها با من قسمت کرد...اصلا تمام زندگی و هستی اش را به پای من ریخت، تا نبود پدر نازنینم را که هیچگاه ندیدمش حس نکنم

 

مامان فرشته من، فرشته ترین فرشته زندگی من است