آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

دلم میخواهد هفت شهر عشق عطار را بگردم و
به گفته مولانا: آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست
و اینجا را نقش میزنم برای فرزندانم
محمد حسین ۸۷/۱/۱۸
نورا ۹۱/۴/۱۴
علی ۹۵/۶/۲۹

بایگانی
آخرین مطالب

مهمان

يكشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۳، ۰۵:۲۹ ب.ظ
بچه ها موجودات عجیبی هستند  
موجوداتی که در کنار  تمام سرخوشی هایی که به پدر مادرهایشان میدهند رنجهایی را هم به همراه دارند... .
مثلا وقتهایی می آید که نورا  آنقدر متین و موقر و مهربان میشود که حس میکنم خداوند بی نظیرترین دختر دنیا را به من هدیه داده است.
اما گاهی هم آنقدر سرسخت و لجوج می شود که فقط با تمام وجود از خداوند صبر و آرامشی طلب می کنم تا در مقابل رفتارهایش کم نیاورم... .
کافیست که از کنار پارکی عبور کنیم تا هیجان زده شود و تمام هوش و حواسش از کفش برود و تمام وابستگی هایش به من به ویژه در مهمانی ها را فراموش کند.
آنقدر بی مهابا می دود و دور میشود که باید شش دانگ حواس و انرژی مان را کامل، در خدمتش بگیریم
و یا کافیست در این سرمای زمستان بک استخر پر از آب ببیند و دیگر حرفهای ما را مبنی بر نزدیک نشدن به آن، دیگر نشنود، میرود با تمام انرژی و هیجانش تا کمر در آن شیرجه می زند وبعد هم مثل یک موش آب کشیده می لرزد و در این وقتها هم عابران با نگاه های خاص و معنا دارشان ما را نوازش می کنند.
و یا مثلا محمدحسین هفت ساله مان ...
کنارم می نشیند و شروع میکند به سخن وری و نظریه پردازی، آنقدر دقیق و موشکافانه تجزیه تحلیل می کند و راهکار میدهد که حس میکنم یک نظریه پرداز کنارم نشسته است و فکر میکنم بر خلاف تصوراتم حتما باید وارد یکی از رشته های علوم انسانی بشود، اما همین که سخن وریهایش تمام میشود به دقیقه نمی کشد که با اعمال و رفتار خاصش آنقدر مرا شگفت زده میکند که نمیدانم حرفهایش را باور کنم و یا رفتارهایش را... .
و ما مدام حرص می خوریم و رنج میکشیم و پند می دهیم و هر روز هم روز از نو و روزی از نو... .
سرگرم کردنشان هم مشکلات خودش را دارد خیلی لذت بخش است که بخواهی برای فرزندانت کتاب بخوانی و پا به پایشان بازی کنی اما وقتی که میبینی سیری نا پذیرند، اگر ظرفت به اندازه ظرف من باشد، خوب،  یک جاهایی کم می آوری.
بچه ها در سن کودکی، برای پدر و مادر خیلی انرژی برند به ویژه از لحاظ فیزیکی... .
از کودکی که رد شوند و نهال هایشان قد بکشند، نوجوانی شان میرسد و حالا این انرژی های فیزیکی وارده کم رنگ تر شده و بیشتر فکری می شود.
و جوانی هم که از راه برسد آغاز بهار دلدادگی است و وقت رفتن است... .
خوب که نگاه کنی میبینی که دوران مهمان داری ات به سر آمده و مهمانهای کوچکت، عزم رفتن کرده اند...می روند تا به سلامتی میزبان خانه خودشان شوند.
میزبانی خوب ازین مهمانان کوچک، بالاترین هنر زندگی ما پدر و مادرهاست.
ما پدر و مادرهایی، که در این راه پیر میشویم... .



  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۳/۱۰/۲۱
  • ۳۱۹ نمایش

نظرات (۹)

  • ساز زندگی من
  • خدا نگهدارشان باشه و به ما هم توان اداره امور زندگی رو بده.آمین
    ما پدر و مادرهایی، که در این راه پیر میشویم... .
    و پدر و مادرهایمان که در این راه پیر شدند
    مثه همیشه خوب گفتی.

    سوال ذهنی من در ساعات پایانی شب اینه : " بعد از پارک و فوتبال در خانه و گرگم و گله میبرم و نقاشی و کیک درست کردن باهم و تلویزیون دیدن و پازل و کتاب ، چه کار دیگری از ظهر تا شب باید انجام می دادم و ندادم و هنوز زهرا منتظر من نشسته تا بازی کنیم." تازه این وسط حدود یکساعت هم با دختر عموهای طبقه بالا بازی کرده.
    راست گفتی سیری ناپذیره ! انگار به واسطه پرکار بودنش خدا به ساعات شبانه روزش برکت هم میده !!!! 

  • مریم دایی جان!
  • وای اینجوری نرسیدم که نکنه نتونم!!! اصلا توان پا به پای بچه ها """انقدر""" دویدنو ندارم!!!!

    مربی اصلی خداست و ما واسطه این تربیت هستیم.انشالله که بتونیم ماموریتمون رو درست انجام بدیم.

    :)
    ^_^
    خیلی سخته
    خدا توانش رو هم بهمون بده.
    قبلا اصلا به این چیزاش فکر نمی کردم. فقط منتظر لحظه های شیرینش بودم. ولی مدتیه که نگرانم.
    فقط خدا خودش کمک کنه.
  • مامان محمدین
  • همیشه لذت می برم از خوندن نوشته هات

    همه شون رو می خورم.

    من هم با ورزش رزمی مخالفم. اما مثل اینکه دنیا قراره یه جور دیگه بچرخه!!!
    بابت کتاب و ایده جشن هم لذت بردم.

    و در نهایت این مائیم که پیر می شیم... و بعد بچه هامون و بعد بچه هاشون...دنیا وا نمیسته.

  • مرجان الماسی
  • منم این روزها به این فکر میکنم که سختیهایشان و انرژی فیزیکی که از نن میگیرن به زودی تموم میشه و برای ایام باز نشستگی باید فکری بکنم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی