آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

اَلَم یَعلَم بِاَنَ اللهَ یَری؟

آوای فاخته

دلم میخواهد هفت شهر عشق عطار را بگردم و
به گفته مولانا: آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست
و اینجا را نقش میزنم برای فرزندانم
محمد حسین ۸۷/۱/۱۸
نورا ۹۱/۴/۱۴
علی ۹۵/۶/۲۹

بایگانی
آخرین مطالب

طلب

يكشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۱۶ ق.ظ

خواسته های نورا برایش خیلی عزیزند.

یعنی اگر چیزی را بخواهد، تمام تلاشش را خرج می کند تا آن را به دست بیاورد.

در انجام کارهایش هم همینطور است تا کاری را به درستی تمام نکند و نتیجه اش را با چشمهایش نبیند آن را رها نمی کند.

به نظرم این یک ویژگی خوب و بارز است که می شود با آن یک نفر را تحسین کرد.

اما اشکال کار اینجاست که چیزهایی که این دختر فلفل نباتی، در طلب آن  می باشد گاهی مواقع مضر و خطرناک و بی جاست.

اینکه کاردستی برادرش را که خیلی هم برایش زحمت کشیده را بر می دارد و مال خود می داند، و در مقابل هم کاملن مراقب است که مبادا برادرش به اسباب بازی های او نزدیک بشود.

اینکه در پارک بازی، دوچرخه و چهارچرخه بچه های دیگر رانشان میکند و گمان هم میکند که اینها متعلق به اوست و احتمالا اشتباهی رخ داده که حالا دست این بچه بی نوا افتاده، مرا یاد قصه فلسطین و اسراییل می اندازد.

ما هم در این جور مواقع تمام تلاشمان را می کنیم که به طلبش نرسد، اول از همه حواسش را پرت میکنیم و بعدهم دنبال یک جایگزین مناسب می گردیم.

و اگر این اتفاقها رخ ندهد و چیزی نظرش را جلب نکند و کماکان لجاجت بکند، ما مجبور می شویم که مجابش کنیم و در نهایت هم او با چهره ای غمگین گریه می کند... گریه ای که بهتر از لبخند است 

لبخند ناشی از داشتن دارایی های بی جا.

اما لحظاتی هم هست که راضی میشود مخصوصا با یک جایگزینی که برایش تازگی هم دارد، در این جور مواقع شروع میکند به سخنرانی کردن که بله، آن چیزی که نورا می خواست برایش بد بود و بعد هم مضراتش را تند تند می گوید و یا اینکه نورا نباید به وسایل نی نی دست بزند چون نی نی اجازه نمی دهد و ناراحت میشود و ...

و در این جور موارد است من هم می فهمم که دخترم  یک چیزهایی را می داند و آنقدر ها هم دور از ماجرا نیست.

و یاد قصه زندگی خودمان می افتم 

اینکه ما هم در روزمره خودمان یک چیزهایی را می خواهیم و طلب می کنیم 

گاهی صلاح و بخت یار می شود و به دستش می آوریم.

گاهی به خاطر نداشتن و نرسیدن ، مبارزه میکنیم و رنج میکشیم و غمگین می شویم.

گاهی هم خدا ما را چشم انتظار می کند، و ما کم کم صبور می شویم و یک روزی خودش پاداش آن صبر را با چیزی که خواسته بودیم و گاهی بهتر از آن پاسخ می دهد.

کاش ظرف و گوهر وجودمان آنقدر غنی باشد که هم طلب را بفهمیم و هم رسیدن و نرسیدن و گهگاهی دیر رسیدن را.


شعر هم، شعر قیصر امین پور:

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۳/۱۱/۱۲
  • ۳۵۸ نمایش

نظرات (۱۳)

شعر عالی بود والبته بیان مطلب شما هم مثله همیشه عالی.
ممنون.
  • مریم دایی جان!
  • چرا اینجا نمیشه شکلک گذاشت؟!؟!خب من الان بیشتر حرکتم میاد تا حرف!!!
    لبخند ملیح!!!!تحسین!!!!چشمک!!!!
    پاسخ:
    واقعا راست می گی ها
    کاش... میفهمیدیم....
    راستی عکس نورا جان خیلی زیبا بود!
  • راحیل مامان محمد مهدی
  • سلام واقعیت ایست دردناک . اگر این رفتار از بچه سربزند نامعقول است ولی ما همیشه خودمان همینگونه با  خدا رابطه داریم وآنرا نامعقول نمیدانیم.
    واقعا جالب بود وشعر هم
    کاش درس بگیریم...
  • مدفن خاطراتم
  • چه زیبا نوشتی آیدین جون.نوشته هایت برایم خیلی ارزش داشت.حداقل کمی به خودم اومدم.مرررررسی
  • وحیده مامان پارسا
  • ای جانم..چه شیرین این دختر...

    من برای تنها وبلاگی که میتونم پیام بزارم وبلاگ شماست..

    پاسخ:
    وحیده جان اصلا بلاگفا نمیزاره من پیغام بدم کامنت من رو به عنوان کامنت تبلیغاتی رد می کنه چون با سرویس بیان درگیری و مشکل پیدا کرده...اما برای شما نه مشکلی ندارم
  • وحیده مامان پارسا
  • عکس نورا فوق العاده است..
  • مامان صالح
  • سلام
    الهی همه ی بچه ها به خواسته هاشون برسن به خواسته های به حق و به جاشون .نورای عزیز هم همین طور.
    شعر هم خیلی قشنگ بود مخصوصا این قسمت:گاهی چه زورد فرصتمان دیر میشود.
    مشتاق دیدارتون هستم .
    پاسخ:
    الهی آمین
    ما بیشتر
    خیلی وقت بود که نیومده بودم اینجا
    پست هات رو خط به خط خوندم و لذت بردم
    ممنون از این همه انرژی مثبت 
    سلام برشما

    خوبید
    عالی نوشتید

    سلام

    مثل همیشه عالی ... اینکه نکات ساده و زیبای دنیای کودکی را عمومیت میدی به دنیای آدم بزرگها و نتیجه های خیلی قشنگی می گیری ... همیشه پستهات آرامش بخشند ... انشالله که شاد و سلامت باشی ... عکس نورا جان هم خیلی قشنگ شده ...

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی